اما عيسي به كوه زيتون رفت. 2 و بامدادانباز به هيكل آمد و چون جميع قوم نزد او آمدند
نشسته، ايشان را تعليم ميداد. 3 كه ناگاه كاتبان و فريسيان زني را كه در زنا گرفته شده بود،
پيش او آوردند و او را در ميان برپا داشته، 4 بدو گفتند: «اي استاد، اين زن در عين عمل زنا
گرفته شد؛ 5 و موسي در تورات به ما حكم كرده است كه چنين زنان سنگسار شوند. امّا تو چه
ميگويي؟» 6 و اين را از روي امتحان بدو گفتند تاادّعايي بر او پيدا كنند. امّا عيسي سر به زير
افكنده، به انگشت خود بر روي زمين مينوشت. 7 و چون در سؤال كردن الحاح مينمودند،
راست شده، بديشان گفت: «هر كه از شما گناه ندارد اوّل بر او سنگ اندازد.» 8 و باز سر به
زير افكنده، بر زمين مينوشت. 9 پس چون شنيدند، از ضمير خود ملزم شده، از مشايخ شروع
كرده تا به آخر، يك يك بيرون رفتند و عيسي تنها باقي ماند با آن زن كه در ميان ايستاده بود. 10
پس عيسي چون راست شد و غير از زن كسي را نديد، بدو گفت: «اي زن آن مدّعيان تو كجا
شدند؟ آيا هيچكس بر تو فتوا نداد؟» 11 گفت: «هيچكس اي آقا.» عيسي گفت: «من هم بر تو
فتوا نميدهم. برو ديگر گناه مكن.»
انجیل یوحنا باب۸
یک روز قبل از عید فصح بود. عیسی فهمید که ساعتش فرا رسیده است و میبایست این جهان را ترک کند و پیش پدر برود. او که همیشه متعلقان خود را در این جهان محبت می نمود، آنها را تا به آخر محبت کرد.
- وقت شام خوردن بود و شیطان قبلاً یهودای اسخر یوطی پسر شمعون را برانگیخته بود که عیسی را تسلیم نماید.
- عیسی که میدانست پدر همه چیز را به دست او سپرده و از جانب خدا آمده است و به سوی او می رود،
- از سر سفره برخاسته لباس خود را کنار گذاشت و حوله ای گرفته به کمر بست.
- بعد از آن در لگنی آب ریخت و شروع کرد به شستن پاهای شاگردان و خشک کردن آنها با حوله ای که به کمر بسته بود.
- وقتی نوبت به شمعون پطرس رسید او به عیسی گفت:« ای خداوند، آیا تو می خواهی پاهای مرا بشوئی ؟»
- عیسی در جواب گفت:« تو اکنون نمی فهمی من چه میکنم ولی بعداً خواهی فهمید.»
- پطرس گفت:« هرگز نمی گذارم پاهای مرا بشوئی .» عیسی به او گفت:« اگر تو را نشویم تو در من سهمی نخواهی داشت.»
- شمعون پطرس گفت:« پس ای خداوند، نه تنها پاهای مرا بلکه دستها و سرم را نیز بشو.»
- عیسی گفت:« کسی که غسل کرده است احتیاجی به شستشو ندارد بجز شستن پاهایش. او از سر تا پا تمیز است و شما پاک هستید، ولی نه همه.»
- چون او می دانست چه کسی او را تسلیم خواهد نمود، به همین دلیل گفت همۀ شما پاک نیستید.
- بعد از آنکه پاهای آنان را شست و لباس خود را پوشید و دوباره سر سفره نشست، از آنها پرسید:« آیا فهمیدید برای شما چه کردم؟
- شما مرا استاد و خداوند خطاب میکنید و درست هم میگوئید زیرا که چنین هستم.
- پس اگر من که استاد و خداوند شما هستم پاهای شما را شسته ام شما هم باید پاهای یکدیگر را بشوئید.
- به شما نمونه ای دادم تا همانطور که من با شما رفتار کردم شما هم رفتار کنید.
- یقین بدانید که هیچ غلامی از ارباب خود و هیچ قاصدی از فرستندۀ خویش بزرگتر نیست.
- هر گاه اینرا فهمیدید، خوشا بحال شما اگر به آن عمل نمائید.
- « آنچه میگویم مربوط به همۀ شما نیست. من کسانی را که برگزیده ام میشناسم. اما این پیشگوئی کتاب مقدس باید تحقق یابد: آن کس که با من نان میخورد بر ضد من برخاسته است.
- اکنون پیش از وقوع این را به شما میگویم تا وقتی واقع شود ایمان آورید که من او هستم.
- یقین بدانید هر که، کسی را که من میفرستم بپذیرد مرا پذیرفته است و هر که مرا بپذیرد فرستندۀ مرا پذیرفته است.»
پیشگوئی در بارۀ تسلیم شدن
« همچنین در متی 26: 20 ــ 25 و مرقس 14: 17 ــ 21 و لوقا 22: 21 ــ 23 »
- وقتی عیسی این را گفت روحاً سخت مضطرب شد و بطور آشکار فرمود:« یقین بدانید که یکی از شما مرا تسلیم دشمنان خواهد کرد.»
- شاگردان با شک و تردید به یکدیگر نگاه میکردند زیرا نمی دانستند اینرا در بارۀ کدام یک از آنها میگوید.
- یکی از شاگردان که عیسی او را دوست میداشت پهلوی او نشسته بود.
- پس شمعون پطرس با اشاره از او خواست از عیسی بپرسد که او در بارۀ کدامیک از آنها صحبت میکند.
- بنابر این آن شاگرد به عیسی نزدیکتر شده از او پرسید:« ای خداوند، او کیست؟»
- عیسی پاسخ داد:« من این تکۀ نان را به داخل کاسه فرو می برم و به او میدهم، او همان شخص است.»پس وقتی تکۀ نان را به داخل کاسه فرو برد، آنرا به یهودا پسر شمعون اسخریوطی داد.
- همینکه یهودا لقمه را گرفت شیطان وارد وجود او شد. عیسی به او گفت:« آنچه را میکنی زودتر بکن.»
- ولی از کسانیکه بر سر سفره بودند هیچکس نفهمید مقصود او از این سخن چه بود.
- بعضی گمان کردند که چون یهودا مسئول کیسه پول بود عیسی به او می گوید که هر چه برای عید لازم دارند خریداری نماید و یا چیزی به فقرا بدهد.
- به محض اینکه یهودا لقمه را گرفت بیرون رفت و شب بود.
فرمان تازه
- وقتی یهودا بیرون رفت عیسی گفت:« اکنون پسر انسان جلال مییابد و بوسیلۀ او خدا نیز جلال مییابد
- و اگر خدا بوسیلۀ او جلال یابد خدا نیز او را جلال خواهد داد و این جلال بزودی شروع میشود.
- ای فرزندان من، زمانی کوتاه با شما هستم. آنگاه به دنبال من خواهید گشت و همانطور که به یهودیان گفتم اکنون به شما هم میگویم آنجائیکه من میروم شما نمیتوانید بیائید.
- به شما فرمان تازه ای میدهم: یکدیگر را دوست بدارید. همانطور که من شما را دوست داشته ام شما نیز یکدیگر را دوست بدارید.
- اگر نسبت به یکدیگر محبت داشته باشید، همه خواهند فهمید که شاگردان من هستید.»
پیشگوئی انکار پطرس
« همچنین در متی 26: 31 ــ 35 و مرقس 14: 27 ــ 31 و لوقا 22: 31 ــ 34 »
- شمعون پطرس به او گفت:« ای خداوند، کجا میروی؟» عیسی پاسخ داد:« جائیکه میروم تو حالا نمی توانی به دنبال من بیائی، اما بعدها خواهی آمد.»
- پطرس گفت:« ای خداوند، چرا نمی توانم همین حالا بدنبال تو بیایم؟ من حاضرم جان خود را بخاطر تو بدهم.»
در انجیل مرقس باب 2 آیه 1و2مسیح به آن شخص فلج فرمود:"فرزند گناهان
تو بخشیده شد" بعضی از رهبران مذهبی یهود که در آنجا حضور داشتند
ازسخنان عیسی مسیح به خشم آمدند گفتند:این چه حرفی است که این مرد
می گوید؟او کفر می گوید،چه کسی غیر از خدا می تواند گناهان را
ببخشد؟
منظور مسیح کاملاً واضح بود.هیچکس غیر از خدا نمی تواند گناهان را
ببخشد ولی هر کسی می توانست ادعای بخشش گناهان را بکند! درست است
اما توجه
بفرمایید که فقط مسیح بود که با شفای آن مرد فلج مادرزاد، نشان داد که
قدرت بخشش گناهان را دارد. عیسای مسیح به طور واضح خدا بودن خود را
بیان می کرد. در انجیل یوحنا باب 8 آیه 58 زمانی که مسیح خدا بودن خود را
به جماعت یهود اعلام می کرد فرمود: "یقین بدانید که پیش از تولد ابراهیم
من بوده ام و هستم". او با این عبارت به دو جنبه الوهیت خود اشاره می کرد.
1 :که او از ازل بوده (همه می دانیم که تنها خدا ازلی است)
2 : عیسای مسیح می خواست نظر شنوندگان خود را
به کتاب خروج باب 3 آیه 13و14 در تورات جلب کند
جایی که موسی نام خدا را پرسید و خدا جواب داد:"
هستم آنکه هستم."
به همین علت در آیه بعدی کلام خدا می فرماید:" پس
آنها سنگ برداشتند تا او را سنگسار کنند."
(انجیل یوحنا 8 :59 )
بطور کلی عیسای مسیح واژه من هستم را بیش از 19
بار در رابطه با خود در انجیل بکار برده است.
یک نفر از فریسیان به نام نیقودیموس که از بزرگان قوم یهود بود،
یک شب نزد عیسی آمد و به او گفت:« ای استاد، ما میدانیم تو معلمی هستی که از طرف خدا آمده ای زیرا هیچکس نمیتواند معجزاتی را که تو می کنی انجام دهد مگر آنکه خدا با او باشد.»
- عیسی پاسخ داد:« یقین بدان تا شخص از نو تولد نیابد نمی تواند پادشاهی خدا را ببیند.»
- نیقودیموس گفت:« چطور ممکن است شخص سالخورده ای از نو متولد شود؟ آیا می تواند باز به رحم مادر خود برگردد و دوباره تولد یابد؟»
- عیسی پاسخ داد: « یقین بدان که هیچکس نمیتواند به پادشاهی خدا وارد شود مگر آنکه از آب و روح تولد یابد.
- آنچه از جسم تولد بیابد جسم است و آنچه از روح متولد گردد روح است.
- تعجب نکن که به تو می گویم همه باید دوباره متولد شوند.
- باد هر جا که بخواهد می وزد. صدای آن را می شنوی اما نمی دانی از کجا می آید یا به کجا می رود. حالت کسی هم که از روح خدا متولد می شود همین طور است.»
- نیقودیموس در جواب گفت:« این چطور ممکن است؟»
- عیسی گفت:« آیا تو که یک معلم بزرگ اسرائیل هستی این چیزها را نمی دانی؟
- یقین بدان که ما از آنچه میدانیم سخن می گوئیم و به آنچه دیده ایم شهادت می دهیم، ولی شما شهادت ما را قبول نمی کنید.
- وقتی در بارۀ امور زمینی سخن می گویم و آنرا باور نمی کنید، اگر در بارۀ امور آسمانی سخن بگویم چگونه باور خواهید کرد؟
- کسی هرگز به آسمان بالا نرفت مگر آنکس که از آسمان پائین آمد، یعنی پسر انسان که جایش در آسمان است.
- همانطوریکه موسی در بیابان مار برنجی را بر بالای تیری قرار داد، پسر انسان هم باید بالا برده شود
- تا هر کس به او ایمان بیآورد صاحب حیات جاودان گردد.
- زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود
- زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد که جهانیان را محکوم نماید بلکه تا آنان را نجات بخشد.
- هر کس به او ایمان بیآورد محکوم نمی شود اما کسی که به او ایمان نیاورد در محکومیت باقی میماند، زیرا به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده است.
- حکم محکومیت این است که نور به جهان آمد ولی مردم به علت اعمال شرارت آمیز خود تاریکی را بر نور ترجیح دادند،
- زیرا کسی که مرتکب کارهای بد می شود از نور متنفر است و از آن دوری می جوید مبادا اعمالش مورد ملامت واقع شود.
- اما شخص نیکوکار به سوی نور می آید تا روشن شود که اعمالش در اتحاد با خدا انجام شده است .»
انجیل یوحنا باب ۳
رؤياي چراغدان
فرشته اي كه با من صحبت مي كرد، مرا مثل شخصي كه خوابيده باشد، بيدار كرد. 2 سپس از من پرسيد: «چه مي بيني ؟»
جواب دادم : «چراغداني از طلا مي بينم كه هفت چراغ دارد و بر سر آن روغنداني هست كه بوسيله هفت لوله اي كه به آن متصل است به چراغها روغن مي رساند. 3 همچنين دو درخت زيتون مي بينم كه يكي در طرف راست و ديگري در طرف چپ چراغدان قرار دارد.» 4 سپس از فرشته پرسيدم : «اي سرورم اينها چيستند و چه معنايي دارند؟»
5 گفت : «نمي داني ؟»
گفتم : «نه ، نمي دانم .»
10 گفت : «اين هفت چراغ نشانه اي هستند از چشمان خداوند كه همه جاي دنيا را زير نظر دارند.»
11 سپس پرسيدم : «آن دو درخت زيتون دو طرف چراغدان 12 و آن دو شاخه زيتون كنار دو لوله طلا كه از آنها روغن مي ريزد، چه هستند؟»
13 گفت : «نمي داني ؟»
گفتم : «نه ، نمي دانم .»
14 آنگاه او به من گفت : «آنها نشانه دو مردي هستند كه خداوند، مالك تمامي جهان ، آنها را برگزيده و مسح كرده تا او را خدمت كنند.»

سرنوشت نيكان و بدان
بسبب بدكاران خود را آزرده خاطر مكن و بر آدمهاي شرور حسد مبر. 2 آنها مانند علف بيدوام، بزودي پژمرده شده، از بين خواهند رفت.
3 بر خداوند توكل نما و نيكويي كن تا در زمين خود در كمال امنيت زندگي كني. 4 با خدا خوش باش و او آرزوي دلت را به تو خواهد داد. 5 خودت را به خداوند بسپار و بر او تكيه كن و او تو را ياري خواهد داد؛ 6 او از حق تو دفاع خواهد كرد و خواهد گذاشت حقانيت تو مانند روز روشن بر همه آشكار شود.
7 در حضور خداوند سكوت نما و با صبر و شكيبايي منتظر عمل او باش. به كساني كه با نيرنگ و حيله در زندگي موفق ميشوند، حسادت مورز. 8 خشم و غضب را ترك كن. خاطر خود را آزرده مساز تا گناه نكني. 9 كساني كه انتظار خداوند را ميكشند از بركات او برخوردار خواهند شد.
10 اشخاص شرور چندان دوامي نخواهند داشت؛ مدتي خواهند بود، ولي بعد از نظر ناپديد خواهند شد. 11 اما اشخاص فروتن از بركات خود برخوردار خواهند شد و زندگيشان با صلح و صفا توام خواهد بود.
12 آدم شرور از انسانهاي با ايمان و نيكوكار نفرت دارد و براي آنها توطئه ميچيند، 13 اما خداوند به او ميخندد، زيرا ميبيند كه روز داوري او نزديك است.
14 اشخاص شرور شمشيرهاي خود را كشيدهاند و كمانهاي خود را زه كردهاند تا فقيران و نيازمندان را هدف حملات خود قرار دهند و درستكاران را نابود سازند. 15 اما شمشيرهاي آنها به قلب خودشان فرو خواهد رفت و كمانهايشان شكسته خواهد شد.
16 اندك دارايي شخص نيكوكار با ارزشتر از ثروت هنگفت آدم بدكار است. 17 زيرا خداوند نيروي بدكاران را از آنها سلب خواهد كرد، امانيكوكاران را محافظت خواهد نمود.
18 خداوند از زندگي افراد درستكار و امين مراقبت ميكند؛ او به ايشان ارثي فسادناپذير خواهد بخشيد! 19 آنها در زمان بلا زحمت نخواهند ديد و حتي در ايام قحطي سير خواهند بود. 20 اما بدكاران نابود خواهند شد و دشمنان خداوند همچون گلهاي وحشي زودگذر، پژمرده و فاني خواهند گرديد و مانند دود ناپديد خواهند شد. 21 آدم شرور قرض ميگيرد و پس نميدهد، اما شخص نيك با سخاوتمندي به ديگران كمك ميكند. 22 كساني كه بركت خداوند بر آنها باشد بسلامتي زندگي خواهند كرد، اما آناني كه زير لعنت خداوند قرار دارند ريشه كن خواهند شد.
23 خداوند مردم را به راهي كه بايد بروند هدايت ميكند و آناني را كه از ايشان راضي باشد، حفظ مينمايد. 24 اگر بيفتند به آنان آسيبي نخواهد رسيد، زيرا خداوند دست ايشان را ميگيرد. 25 از دوران جواني تا امروز كه پير هستم نديدهام كه انسان نيكوكار را خداوند ترك گفته باشد و فرزندانش گرسنه و محتاج نان باشند! 26 انسان نيكوكار با سخاوتمندي ميبخشد و قرض ميدهد و خداوند فرزندانش را بركت ميدهد.
27 اگر از بدي دوري نمايي ونيكويي كني در زندگي پايدار و كامياب خواهي شد. 28 زيرا خداوند انصاف را دوست دارد و عزيزان خود را ترك نميكند، بلكه هميشه از آنها مراقبت مينمايد. اما نسل شروران ريشهكن خواهد شد. 29 نيكان، دنيا را به ارث خواهند برد و تا به ابد در آن سكونت خواهند نمود.
30 از دهان انسان درستكار، حكمت بيرون ميآيد و زبان او آنچه را راست است بيان ميكند. 31 او احكام و دستورات خداوند را در دل خود جاي داده است و از راه راست منحرف نخواهد شد. 32 بدكاران، نيكوكاران را هدف قرار ميدهند و درصددند آنها را از بين ببرند. 33 اما خداوند ايشان را به دست بدكاران نخواهد سپرد و نخواهد گذاشت به هنگام داوري محكوم شوند.
34 به خداوند اميدوار باش و احكام او را نگاهدار و او بموقع تو را بركت خواهد داد و سرافراز خواهدنمود و تو به چشم خود نابودي بدكاران را خواهي ديد.
35 شخص بدكار و ظالمي را ديدم كه همچون درختي سبز به هر سو شاخ و برگ گسترده بود. 36 اما طولي نكشيد كه از بين رفت و اثري از او باقي نماند؛ سراغش را گرفتم، ولي پيدا نشد. 37 اما شخص پاك و درستكار را ملاحظه كن! او عاقبت به خير خواهد شد. 38 اما عاقبت بدي در انتظار بدكاران است؛ همه آنها هلاك خواهند شد.

سرود شكرگزاري
خدايا، بر ما رحم كن و ما را بركت ده و نور روي خود را بر ما بتابان، 2 تا بوسيله ما اراده
تو در جهان شناخته شود و خبر خوش نجات تو به همه مردم روي زمين برسد.
3 خدايا، باشد كه همه مردم تو را ستايش كنند؛ باشد كه همه قومها تو را سپاس گويند!
4 همه قومها شاد شده، سرود خواهند خواند، زيرا تو از روي عدل و انصاف مردم را داوري
ميكني و آنها را هدايت مينمايي.

روز پنطيكاست
و چون روز پَنْطِيكاست رسيد، به يك دل در يكجا بودند. 2 كه ناگاه آوازي چون صداي وزيدن باد شديد از آسمان آمد و تمام آن خانه را كه در آنجا نشسته بودند پر ساخت. 3 و زبانههاي منقسم شده، مثل زبانههاي آتش بديشان ظاهر گشته، بر هر يكي از ايشان قرارگرفت. 4 و همه از روحالقدس پر گشته، به زبانهاي مختلف، به نوعي كه روح بديشان قدرت تلفّظ بخشيد، به سخن گفتن شروع كردند.
5 و مردمِ يهودِ ديندار از هر طايفه زير فلك در اورشليم منزل ميداشتند. 6 پس چون اين صدا بلند شد گروهي فراهم شده، در حيرت افتادند زيرا هر كس لغت خود را از ايشان شنيد. 7 و همه مبهوت و متعجّب شده به يكديگر ميگفتند: «مگر همه اينها كه حرف ميزنند جليلي نيستند؟ 8 پس چون است كه هر يكي از ما لغت خود را كه در آن تولد يافتهايم ميشنويم؟ 9 پارتيان و ماديان و عيلاميان و ساكنان جزيره و يهوديّه و كَپَّدُكِيا و پَنطُس و آسيا 10 و فَرِيجِيّه و پَمفِليّه و مصر و نواحي لِبيا كه متصّل به قيروان است و غربا از روم يعني يهوديان و جديدان 11 و اهل كَرِيت و عَرَب، اينها را ميشنويم كه به زبانهاي ما ذكر كبريايي خدا ميكنند.» 12 پس همه در حيرت و شكّ افتاده، به يكديگر گفتند: «اين به كجا خواهد انجاميد؟» 13 اما بعضي استهزاكنان گفتند كه «از خَمر تازه مست شدهاند!»
14 پس پطرس با آن يازده برخاسته، آواز خود را بلند كرده، بديشان گفت: «اي مردان يهود و جميع سكنه اورشليم، اين را بدانيد و سخنان مرا فرا گيريد. 15 زيرا كه اينها مست نيستند چنانكه شما گمان ميبريد، زيرا كه ساعت سوم از روز است. 16 بلكه اين همان است كه يوئيلِ نبي گفت 17 كه "خدا ميگويد در ايّام آخر چنين خواهد بود كه از روح خود بر تمامِ بشر خواهم ريخت و پسران و دختران شما نبوّت كنند و جوانان شمارؤياها و پيران شما خوابها خواهند ديد؛ 18 و بر غلامان و كنيزان خود در آن ايّام از روح خود خواهم ريخت و ايشان نبوّت خواهند نمود. 19 و از بالا در افلاك، عجايب و از پايين در زمين، آيات را از خون و آتش و بخار دود به ظهور آورم. 20 خورشيد به ظلمت و ماه به خون مبدّل گردد قبل از وقوعِ روزِ عظيمِ مشهور خداوند. 21 و چنين خواهد بود كه هر كه نام خداوند را بخواند، نجات يابد."
22 «اي مردان اسرائيلي اين سخنان را بشنويد. عيسي ناصري مردي كه نزد شما از جانب خدا مبرهن گشت به قوّات و عجايب و آياتي كه خدا در ميان شما از او صادر گردانيد، چنانكه خود ميدانيد، 23 اين شخص چون برحسب اراده مستحكم و پيشداني خدا تسليم شد، شما به دست گناهكاران بر صليب كشيده، كُشتيد، 24 كه خدا دردهاي موت را گسسته، او را برخيزانيد زيرا محال بود كه موت او را در بند نگاه دارد، 25 زيرا كه داود درباره وي ميگويد: "خداوند را همواره پيش روي خود ديدهام كه به دست راست من است تا جنبش نخورم؛ 26 از اين سبب دلم شاد گرديد و زبانم به وجد آمد بلكه جسدم نيز در اميد ساكن خواهد بود؛ 27 زيرا كه نَفْس مرا در عالم اموات نخواهي گذاشت و اجازت نخواهي داد كه قدّوس تو فساد را ببيند. 28 طريقهاي حيات را به من آموختي و مرا از روي خود به خرّمي سير گردانيدي."
29 «اي برادران، ميتوانم درباره داودِ پَطرِيارْخ با شما بيمحابا سخن گويم كه او وفات نموده،دفن شد و مقبره او تا امروز در ميان ماست. 30 پس چون نبي بود و دانست كه خدا براي او قسم خورد كه از ذريّت صُلب او بحسب جسد، مسيح را برانگيزاند تا بر تخت او بنشيند، 31 درباره قيامت مسيح پيش ديده، گفت كه نَفْس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسدِ او فساد را نبيند. 32 پس همان عيسي را خدا برخيزانيد و همه ما شاهد بر آن هستيم. 33 پس چون به دست راست خدا بالا برده شد، روحالقدس موعود را از پدر يافته، اين را كه شما حال ميبينيد و ميشنويد ريخته است. 34 زيرا كه داود به آسمان صعود نكرد ليكن خود ميگويد "خداوند به خداوند من گفت بر دست راست من بنشين 35 تا دشمنانت را پايانداز تو سازم." 36 پس جميع خاندان اسرائيل يقيناً بدانند كه خدا همين عيسي را كه شما مصلوب كرديد، خداوند و مسيح ساخته است.»
37 چون شنيدند دلريش گشته، به پطرس و ساير رسولان گفتند: «اي برادران چه كنيم؟» 38 پطرس بديشان گفت: «توبه كنيد و هر يك از شما به اسم عيسي مسيح بجهت آمرزش گناهان تعميد گيريد و عطاي روحالقدس را خواهيد يافت. 39 زيرا كه اين وعده است براي شما و فرزندان شما و همه آناني كه دورند يعني هركه خداوند خداي ما او را بخواند.» 40 و به سخنان بسيارِ ديگر، بديشان شهادت داد و موعظه نموده، گفت كه «خود را از اين فرقه كجرو رستگار سازيد.»
41 پس ايشان كلام او را پذيرفته، تعميد گرفتند و در همان روز تخميناً سه هزار نفربديشان پيوستند 42 و در تعليم رسولان و مشاركت ايشان و شكستن نان و دعاها مواظبت مينمودند. 43 و همه خلق ترسيدند و معجزات و علامات بسيار از دست رسولان صادر ميگشت.
44 و همه ايمانداران با هم ميزيستند و در همه چيز شريك ميبودند 45 و املاك و اموال خود را فروخته، آنها را به هر كس به قدر احتياجش تقسيم ميكردند. 46 و هر روزه در هيكل به يكدل پيوسته ميبودند و در خانهها نان را پاره ميكردند و خوراك را به خوشي و سادهدلي ميخوردند. 47 و خدا را حمد ميگفتند و نزد تمامي خلق عزيز ميگرديدند و خداوند هر روزه ناجيان را بر كليسا ميافزود.
سرود پرستش
اي نيكان، خداوند را با سرودي شاد ستايش كنيد! خداوند را ستودن زيبنده نيكان است. 2 خداوند را با بربط بپرستيد و با عود ده تار براي او سرود بخوانيد! 3 سرودهاي تازه براي خداوند بسراييد، نيكو بنوازيد و با صداي بلند بخوانيد. 4 زيرا كلام خداوند راست و درست است و او در تمام كارهايش امين و وفادار است. 5 او عدل و انصاف را دوست دارد. دنيا از رحمت خداوند پر است.
6 به فرمان خداوند آسمانها بوجود آمد؛ او دستور داد و خورشيد و ماه و ستارگان آفريده شدند. 7 او آبهاي درياها را در يك جا جمع كرد و آبهاي عميق را در مخزنها ريخت.
8 اي همه مردم روي زمين، خداوند را حرمت بداريد و در برابر او سر تعظيم فرود آوريد! زيرا اودستور داد و دنيا آفريده شد؛ او امر فرمود و عالم هستي بوجود آمد.
10 خداوند تصميمات قومها را بياثر ميكند و نقشههاي قومهاي جهان را نقش برآب ميسازد. 11 اما تصميم خداوند قطعي است و نقشههاي او تا ابد پايدار است. 12 خوشابحال قومي كه خداوند، خداي ايشان است! خوشابحال مردمي كه خداوند، ايشان را براي خود برگزيده است!
13 خداوند از آسمان نگاه ميكند و همه انسانها را ميبيند؛ 14 او از محل سكونت خود، تمام ساكنان جهان را زير نظر دارد. 15 او كه آفريننده دلهاست، خوب ميداند كه در دل و انديشه انسان چه ميگذرد.
16 پادشاه بسبب قدرت لشگرش نيست كه پيروز ميشود؛ سرباز با زور بازويش نيست كه نجات پيدا ميكند. 17 اسب جنگي نميتواند كسي را نجات دهد؛ اميد بستن به آن كار بيهودهاي است.
18 اما خداوند از كساني كه او را گرامي ميدارند و انتظار رحمتش را ميكشند مراقبت ميكند. 19 او ايشان را از مرگ ميرهاند و در هنگام قحطي آنها را زنده نگه ميدارد.
20 اميد ما به خداوند است. او مددكار و مدافع ماست. 21 او مايه شادي دل ماست. ما به نام مقدس او توكل ميكنيم.

شخصيت مسيح
15 و او صورت خداي ناديده است، نخستزاده تمامي آفريدگان. 16
زيرا كه در او همه چيز آفريده شد، آنچه در آسمان و آنچه بر زمين است
از چيزهاي ديدني و ناديدني و تختها و سلطنتها و رياسات و قوّات؛ همه
بوسيله او و براي او آفريده شد. 17 و او قبل از همه است و در وي
همهچيز قيام دارد. 18 و او بدن يعني كليسا را سر است، زيرا كه او
ابتدا است و نخستزاده از مردگان تا در همهچيز او مقدّم شود. 19 زيرا
خدا رضا بدين داد كه تمامي پُري در او ساكن شود، 20 و اينكه بوساطت
او همه چيز را با خود مصالحه دهد، چونكه به خون صليب وي سلامتيرا
پديد آورد
کولسیان ۱۵:۱

كسي كه مزه آزادي واقعي را كه عيسي مسيح به او بخشيده
چشيده است ، طبعاً مايل است به ديگران نيز بشارت دهد تا آنها
نيز بتوانند از اين آزادي برخوردار شوند. ولي اين بشارت آسان
صورت نمي گيرد، چون كساني كه اين بشارت را مي شنوند
اغلب برداشت غلط از آن مي كنند و براي بشارت دهنده
مشكلاتي بوجود مي آورند.
دوم قرنتیان

من به انجیل
عیسی مسیح
افتخار میکنم
چون قدرت خداست
برای نجات تمام
کسانی که ایمان
بیاورند.
رومیان ۱:۱۶





عيسي چون اين را گفت، چشمان خود را به طرف آسمان بلند كرده، گفت: «اي پدر ساعت رسيده است. پسر خود را جلال بده تا پسرت نيز تو را جلال دهد. 2 همچنان كه او را بر هر بشري قدرت دادهاي تا هر چه بدو دادهاي به آنها حيات جاوداني بخشد. 3 و حيات جاوداني اين است كه تو را خداي واحِد حقيقي و عيسي مسيح را كه فرستادي بشناسند. 4 من بر روي زمين تو را جلال دادم و كاري را كه به من سپردي تا بكنم، به كمال رسانيدم. 5 و الا´ن تو اي پدر مرا نزد خود جلال ده، به همان جلالي كه قبل از آفرينش جهان نزد تو داشتم.

به توضیح دلایل
فرستادن پسر یگانه خدا
توسط او به جهان
می پردازد
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
|
|
ادامه مطلب

